X
تبلیغات
دانشکده فنی و حرفه ای دختران کاشان
دانشکده فنی و حرفه ای دختران کاشان(دانشجویان حسابداری)

طرح جمع آوري صلوات براي ظهور

جهت شرکت در این طرح هرکس هرتعداد صلواتی رو که می تونه بفرسته توی بخش نظرات همین پست اعلام کنه. 

تعداد صلوات ها تاکنون: ۱۰۰۰

به امید ظهور منتقم فاطمه (س)

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 19:52  توسط سمیه خسروی مقدم | 

معلم چون شمعی می سوزد و جهانی را روشنایی می بخشد

روز معلم ؛ روز سرداران جبهه دانش ؛ بر همگان گرامی باد

 

gol YazdFun.com  تصاویر گل های فوق العاده زیبا تقدیم به شما

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1392ساعت 21:56  توسط سمیه خسروی مقدم | 
دانستن جرم کمی نیست…

وقتی که…

بدانی و عمل نکنی...

بدانی و بگذری…

بدانی و نادیده بگیری…

بدانی و بشکنی…

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1392ساعت 11:1  توسط سمیه خسروی مقدم | 
نابینا: مگر شرط نکردیم از گیلاسهای این سبد یکی یکی بخوریم ؟

بینا : آره

نابینا : پس تو با چه عُذری سه تا سه تا می خوری ؟
بینا : تو واقعا" نابینایی ؟!
نابینا : مادرزاد!
بینا : پس چطور فهمیدی من سه تا سه تا می خورم ؟!

نابینا : واسه این که من دو تا دو تا می خورم و تو معترض نمی شی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1392ساعت 12:41  توسط سمیه خسروی مقدم | 
اولين روز کلاس درس، معلم بچه ها را به دشت برد و از آن ها خواست که به پروانه سفيدي که بر روي علف ها نشسته بود خيره شوند. پروانه بالش را باز کرد و بست. معلم رو به بچه ها کرد و گفت: ببينيد، امروز نخستين روز درس شماست و پروانه نخستين آموزگار شما. ببينيد که او به شما درس مي دهد!

بال هايش را باز مي کند و اين به معناي آمادگي براي دوستي با جهان است. بال هايش را مي بندد و اين به معناي آمادگي براي دوستي با خويشتن است. اين دو راز را خوب به خاطر بسپاريد. با خودتان و با همه جهان دوست باشيد. اين يکي از راه هاي سعادت است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1392ساعت 12:38  توسط سمیه خسروی مقدم | 

در ارتباط با این موضوع باید اینچنین گفت که دفتر روزنامه جزء دفاتر قانونی یک واحد به حساب می آید که می بایست در ابتدای سال مالی و پایان سال مالی به ترتیب برای شروع سال مالی جدید و جهت حسابرسی مالیاتی در پایان سال به اداره دارایی تحویل شود.مجموعه کارهایی که در آن نیز ابعاد حسابداری نیز مشخص می شود را می بایست ثبت کرد وثبت آن در دفتر روزنامه نیز بایستی انجام پذیرد.در تمام ادارات و شرکت های دولتی وغیر دفتر روزنامه می بایست به صورت دستی باشد تا همانطور که گفته شد به عنوان دفتری قانونی به اداره دارایی تحویل گردد.اما سند حسابداری همانطور که می دانید از لحاظ ساختار ثبتی دقیقا عین دفتر روزنامه می باشد با این تفاوت ها که جزء دفاتر قانونی محسوب نمی شود واینکه در واقع سند حسابداری جهت پیوست ضمائم به کار می رود. یعنی به طور مثال فیش تلفن را به روش تعهدی می بایست در دفتر روزنامه وسند حسابداری به این صورت که هزینه تلفن را بدهکار ودر مقابل حسابهای پرداختنی را بستانکار ثبت نمائیم و حال اینکه خود فیش را می بایست به پیوست سند حسابداری قرار داد و در واقع جزئیات هر ثبتی همیشه به پیوست  اسناد قابل مشاهده و دسترسی هستند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1392ساعت 12:32  توسط سمیه خسروی مقدم | 

جـاذبـه ی سـیـب ،آدم را بـه زمـیـن زد...
جـاذبـه ی زمـیـن،سـیـب را...
فـرقـی نـمـیـکـنـد؛
سـقـوط! سـرنـوشـتِ دل دادن بـه هـر جـاذبـه ای غـیـر از خـداسـت...
بـه جـاذبـه ای مـی انـدیـشـم کـه پـروازم مـیـدهـد:

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1392ساعت 12:14  توسط سمیه خسروی مقدم | 

  واژه بورس از نام خانوادگي شخصي به نام "واندر بورس" اخذ شده كه در اوايل قرن چهاردهم در شهر بروژ بلژيك مي­زيسته و صرافان شهر در مقابل خانه او گرد هم مي­آمدند و به دادوستد كالا، پول و اوراق بهادار مي‌پرداختند. اين نام بعدها(1309) به كليه اماكني اطلاق شد كه محل دادوستد پول، كالا و اسناد مالي و تجاري بوده است. رشد بورس سهام و جاافتادن آن در عمليات تجاري و اقتصادي، با انقلاب صنعتي اروپا و شكوفايي اقتصاد تازه متحول شده آن همراه بوده است. اولین بورس معتبر دنیا، در سال 1611 در شهر آمستردام تشکیل شد و کمپانی معروف هند شرقی سهام خود را در آن بورس عرضه کرد. بورس آمستردام امروزه نیز یکی از منابع مهم تأمین سرمایه در سطح بین‌المللی است. نکتة قابل توجه آن است که در هنگام افزایش قابل ملاحظه معاملات سهام، کشورهای اروپایی نظیر انگلستان، آلمان، سوئیس، قوانین و مقررات ناظر بر معاملات سهام و ضمانت‌های اجرایی لازم برای آن را وضع کردند تا از هرگونه تقلب و پایمال شدن حقوق صاحبان سهام جلوگیری شود.

بورس اتریش در وین در سال 1771 افتتاح شد که عمدتاً به معاملات اوراق قرضه دولتی جهت تامین مالی جنگ می­پرداخت. بورس اتریش در پایان قرن 19 میلادی 2500 سهم را در تابلوی خود داشت و یکی از مهمترین مراکز مالی اروپا به شمار می­رفت.

در لندن معامله­گران در بورس جهت انجام معامله در قهوه­خانه گرد هم می­آمدند. برای نظم بخشیدن به بازار، قهوه­خانه نیوجاناتان در سال 1698 به بورس اوراق بهادار تبدیل شد. بورس نيويورك در اواخر قرن هجدهم (1792) تأسيس شده و با وجود رقبای ديگر، از نظر حجم معاملات و اهميت در بازار سرمايه آمريكا، در مقام اول قرار دارد. درآمريكا، اولين محل شناخته شده به عنوان بورس اوراق بهادار، در نيويورك و در محوطه­اي در زير سايه درخت نارون بزرگي در "وال استريت" بود كه بعدها به قهوه­خانه­اي در همان نزديكي انتقال يافت. بورس وال استريت با جمع­آوري مبالغي به عنوان وروديه از دلالان (كارگزاران) و گسترش عمليات، تقويت شد و به مجتمع تجاري عظيمي مبدل گرديد كه بعدها به نام "بورس سهام نيويورك " به ثبت رسيد. درحال حاضر تعداد كارگزاران اين بورس به چند هزار شخص حقيقي و حقوقي بالغ مي­گردد. در حال حاضر در اغلب کشورهای دنیا، بورس‌های اوراق بهادار فعالیت می‌کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1392ساعت 11:10  توسط سمیه خسروی مقدم | 

هیچکس قفل بدون کلید نمیسازد

بنابراین خدا مشکلات را بدون راه حل قرار نداده

پس با مشکلات خود ، با اعتماد به نفس بالا برخورد کنید . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1392ساعت 11:1  توسط سمیه خسروی مقدم | 

موش:

متولدین سالهای: , 1279، 1291، 1303، 1315، 1327، 1339، 1351، 1363، 1375، 1387، و ....

علایق

رنگ: اُکر , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , , , , , , , حیوان: غاز , ,

گُل:آفتاب گردان , , , , , , , , , , , , , , , , , درخت: بلوط

رایحه: چوب , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,  , گیاه: رزماری

طعم: تند و بامزه , , , , , , , , , , , ,  , , , ادویه: گشنیز

جواهر تولد: زمرد سبز , , , , , , , , , فلز: برنز

شعار موش: ,"من فرمانروایی می کنم"

گرچه در نگاه مردم موش به هیچ وجه قابل ستایش نیست، و حتی در بسیاری از ضرب المثل های چینی مایه رسوایی قلمداد شده است، اما در راس علائم طالع بینی چینی قرار گرفته است. این علامت، حیوانی با روحیه، هوش، زیرکی، ظرافت، انعطاف پذیری، و سرزندگی بسیار می باشد.

افراد تحت این علامت معمولاً افرادی تیزهوش هستند که طالب جمع آوری ثروت و رسیدن به موفقیت هستند. افراد زیادی هستند که می توانند به زندگی آنها شانس بیاورند. از اینرو، با وجود خجالت ذاتی، بسیار با دیگران می جوسند و با آنها خوب کنار می آیند.

بهترین جفت: , اژدها، میمون

بدترین جفت: , بُز، اسب، خرگوش، خروس

---------------------------------------------------------------------------


گاو:

متولدین سالهای: , 1280، 1292، 1304، 1316، 1328، 1340، 1352، 1364، 1376، 1388، و .....

علایق:

رنگ: آبی تیره , , , , , , , , , , , , , , , , حیوان: خرس

گُل: داودی , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , درخت: گلابی

رایحه: شالیمار , , , , , , , , , , , , , , , گیاه: مریم گلی

طعم: شیرین , , , , , , , , , , , , , , , , , , ادویه: گشنیز

جواهر تولد: لاجورد , , , , , , , , , , , فلز: مس

عدد شانس: 1 , , , , , , , , , , , , , , , , , آلت موسیقی: شیپور

شعار گاو: , "من پشتکار دارم"

گاو جثه بسیار بزرگی دارد. مردم معمولاً از گاو برای نشان دادن یک چیز بزرگ استفاده می کنند. گاو حیوانی کوشا، ساده، صادق، رک و روراست است.

افرادی که تحت این علامت به دنیا آمده اند، افرادی صادق، صبور، زحمت کش، سرسخت، و با قدرت ارتباطی پایین هستند. رئیسانشان معمولاً هیچوقت پی به توانایی های آنها نمی برند. در سنین پیری، به خوشبختی خواهند رسید. زنان این علامت معمولاً همسرانی خوب می شوند که به تحصیل فرزندان خود بسیار اهمیت می دهند.

بهترین جفت:  موش، مار، خروس

بدترین جفت:  اژدها، اسب، بُز، سگ، خرگوش

---------------------------------------------------------------------------

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1392ساعت 0:0  توسط نازنین ماستری فراهانی | 

بوی عید میاد....

بوی عیدی بوی توت

بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو

با اینا زمستون و سر میکنم

با اینا خستگیمو در میکنم

بوی عید میاد همه مردم در تلاشند که همه کاراشون تموم بشه

چقدر بهار زیباست طبیعت نو میشه درختا از خواب زمستونی بیدار میشن شاخه ها جونه میزنه
 
 درختا شکوفه میکنن و ما ایرانیها چه سنت قشنگی داریم که ما هم با نو شدن طبیعت نو میشیم
 
خدا بیامرزه اون کسی رو که چنین سنتی که از خودش جا گذاشته.
+ نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1391ساعت 15:39  توسط پگاه محبی | 

عکس گل 6 عکس گل های طبیعی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 22:31  توسط مریم قلیچی | 
حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو


موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون


نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود


تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !


باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم


به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم


گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها


گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی


که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین


یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم


چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم


اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه


در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه


پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا


نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا


برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه


حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟


نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟


من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم


چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب


اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت


ان شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!


هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟


تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی


خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه


باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام


چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام


حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو


درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد


یه زن گرفت وشاد شد
زی ذی شد و دوماد شد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 22:1  توسط مریم قلیچی | 
این صندلی زمستانی را می‌توان پوشید!+ تصویر






مبتکر لهستانی، یک صندلی زمستانی طراحی کرده که با سردتر شدن هوا می‌توان، زیر پتوی توکار آن قرار گرفت و گرم شد.
به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، به گفته «آگا برزوستک»، طراح صندلی «پائیز/ زمستان»، وی قصد داشته یک ژاکت بسازد که بتوان در آن نشست.
اما این مفهوم با یک پوشش داخلی بافته شده تکمیل می‌شود که در صورت نیاز باز شده و به عنوان پتو مورد استفاده قرار می‌گیرد.
برزوستک، گرمای دلچسب در سرمای منطقه زندگی خود را انگیزه طراحی این صندلی دانسته است.
این طراح از اسفنج برای ساختار و پوشش پشمی برای صندلی استفاده کرده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 21:56  توسط مریم قلیچی | 
شب بود، اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت تنگ به تن می کند. او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات، جلوی آینه به موهایش ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست؛ چون او به موهای خود گلد می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد، کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند؛ چون او با پطروس چت می کرد.
پطروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. روزی پطروس دید که سد سوراخ شده است، اما انگشت او درد می کرد، چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند و ازاین رو در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم ختم او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود؛ اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریز علی دید کوه ریزش کرده است، اما حوصله نداشت. ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. او چراغ قوه داشت اما حوصله ی دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. تمام مسافران و کبری مردند؛ اما ریز علی بدون توجه به خانه بازگشت.
خانه مثل همیشه سوت و کور بود. الان چند سالی است که کوکب خانم، همسر ریزعلی، مهمان ناخوانده ندارد. او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او اصلاً حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمانان را سیرکند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. آخرین باری که گوشت قرمز خرید، چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو هم گله ای ندارد؛ چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد و به این دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد . .

* بر گرفته از سخنرانی دکتر انوشه ( روانشناس ) در دانشگاه علوم پزشکی ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 21:49  توسط مریم قلیچی | 
یک عروس جوان در اندونزی درست در زمان عقد متوجه شد که شوهرش در واقع یک زن است. در طول عقد یک لحظه صدای او مانند صدای زنان شد، همین مسئله باعث شد حضار به او مشکوک شوند.




عاقد شروع به پرسیدن سوال کرد و طبق گفته پلیس صدای این داماد قلابی نازک شد، درست مثل صدای زنان ، بطوری که حتی پلیس شگفت زده شد و بعدا اظهار داشت که صدای او و چهره اش بسیار مردانه به نظر می رسید. این زن به جرم فریب دادن توسط پلیس محلی مورد بازجویی قرار گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 21:44  توسط مریم قلیچی | 



حادثه > خارجی- باواریا:‌
مردم منطقه باواریای آلمان از قرن 17 میلادی تا به امروز در مسابقه کشیدن انگشت شرکت می‌کنند.

در این مسابقه هر دو حریف پشت یک میز می‌نشینند و انگشت میانی خود را داخل یک حلقه می‌اندازند، پس از فرمان داور آنها سعی می‌کنند حلقه را به سمت خود بکشند.
برنده مسابقه نیز کسی است که حلقه را از خط شاخصی که روی میز کشیده شده رد کرده و به سمت خود بکشد.
گفتنی است این مسابقه‌ها مانند هر مسابقه ورزشی دیگری تقسیم‌بند‌ی‌ها و محدودیت‌هایی برای شرکت‌کننده‌ها دارد.
برای نمونه مسابقه در وزن‌های گوناگون شامل سنگین‌وزن‌ها و سبک‌وزن‌ها برگزار می‌شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1391ساعت 21:39  توسط مریم قلیچی | 

 

ميخواهم بگويم ..

فقر همه جا سر ميكشد ...

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني هم نيست...

فقر ، چيزي را " نداشتن " است ،

ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست ..

فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي

فروش نرفته ی يك كتابفروشي مي نشيند .

فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،
كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند...

فقر ، كتيبه ی سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند ..

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود ..
فقر ، همه جا سر ميكشد ..

فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ..

فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است.

" دکتر شریعتی"
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی1391ساعت 12:34  توسط مریم قلیچی | 

 

بگذار سرنوشت هر راهی را که می خواهد برود، ما راهمان جداست،


این ابرها تا می توانند ببارند، ما چترمان خداست


+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی1391ساعت 12:5  توسط مریم قلیچی | 

هدف یک استاد رسم تصویری از آینده برای دانشجو نیست

بلکه راهی را نشان خواهد داد

که دانشجو توانایی رسم تصویر آینده خود را داشته باشد

 

دوستی

هدایت

نظم

علم

عشق

اعتماد

و آرامش را در یک شخص پیدا کردم

و او کسی نیست جز شما

 

تقدیم به استاد خوبمون سرکارخانم بهمنی

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 دی1391ساعت 12:12  توسط نازنین ماستری فراهانی |